و من عاشق شدم آري ، ببين تنها گناهم را

كسي آيا نميبخشد ، نخستين اشتباهم را


به جرم دوستي با تو ، گذشتند از تمام من

كسي ديگر نميخواهد ، دل غرق گناهم را


كه تنها اين دل تنگم ، به چشمان تو خوش بوده

چگونه از تو بردارم ، نگاه گاه گاهم را


نگاه عاشقت هر دم ، نشسته پيش چشمانم

چگونه از تو بگريزم ، گرفته باز راهم را


تو تا دستان گرمت را ز دستانم جدا كردي

گرفتي از نگاه من دگر پشت و پناهم را


قسم بر عهد تو اي گل ، كه تا آخر وفادارم

ببين اكنون كه آوردم خدا تنها گواهم را