عاشق شدم!
و من عاشق شدم آري ، ببين تنها گناهم را
كسي آيا نميبخشد ، نخستين اشتباهم را
به جرم دوستي با تو ، گذشتند از تمام من
كسي ديگر نميخواهد ، دل غرق گناهم را
كه تنها اين دل تنگم ، به چشمان تو خوش بوده
چگونه از تو بردارم ، نگاه گاه گاهم را
نگاه عاشقت هر دم ، نشسته پيش چشمانم
چگونه از تو بگريزم ، گرفته باز راهم را
تو تا دستان گرمت را ز دستانم جدا كردي
گرفتي از نگاه من دگر پشت و پناهم را
قسم بر عهد تو اي گل ، كه تا آخر وفادارم
ببين اكنون كه آوردم خدا تنها گواهم را
كسي آيا نميبخشد ، نخستين اشتباهم را
به جرم دوستي با تو ، گذشتند از تمام من
كسي ديگر نميخواهد ، دل غرق گناهم را
كه تنها اين دل تنگم ، به چشمان تو خوش بوده
چگونه از تو بردارم ، نگاه گاه گاهم را
نگاه عاشقت هر دم ، نشسته پيش چشمانم
چگونه از تو بگريزم ، گرفته باز راهم را
تو تا دستان گرمت را ز دستانم جدا كردي
گرفتي از نگاه من دگر پشت و پناهم را
قسم بر عهد تو اي گل ، كه تا آخر وفادارم
ببين اكنون كه آوردم خدا تنها گواهم را
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۷/۰۸/۱۹ ساعت 17:52 توسط ✘✘
|